تبليغاتX
First Night <body>
سه شنبه 3 آذر1388

پارسا پیروزفر- ادعای نگار- ساحل

سلام بر ساحل

ببین ساحل جون من ادعایی درباره ی پارسا پیروزفر نکردم که

یجور می گی انگار چی گفتم!

فامیلیشو که عوض کرده اگه میخواست بدونیم فامیلیش چیه که عوض نمی کرد.پس نمی تونم بگم.

بعدشم انزلی چیه دیگه.

خوب اینم  جواب ......

جوابو اینجا نوشتم چون آدرس وبلاگتو نداشتم.امیدوارم بیای بخونی.

موفق باشی


14:20 | ..نگار.. |




سه شنبه 26 آبان1388

چرا بچه ننه؟

چرا میگن بچه ننه نمی گن بچه بابا ؟

مامان
بعله ؟
من می خوام به دنیا بیام

باشه

مامان
بعله ؟
من شیر می خوام
باشه
مامان
بعله ؟
من جیش دارم
خب
مامان
بعله ؟
من سوپ خرچنگ می خوام
چشم

مامان

بعله ؟
من ازون لباس خلبانیا می خوام
باشه
مامان
بعله؟
من بوس می خوام
قربونت بشم
مامان
جونم ؟
من شوكولات آناناسی می خوام
باشه
مامان
بعله ؟
من دوست می خوام
خب
مامان
بعله ؟
من یه خط موبایل می خوام با گوشی سونی
چشم
مامان
بعله ؟
من یه مهمونی باحال می خوام
باشه عزیزم
مامان
بعله ؟
من زن می خوام
باشه عزیز دلم
مامان
بعله ؟
من دیگه زن نمی خوام
اوا ... باشه
مامان
.. بعله
من كوفته تبریزی می خوام
چشم
مامان
بعله ؟
من بغل می خوام
بیا عزیزم
مامان
بعله ؟
مامان
بعله
مامان
.... جونم ؟
مامان حالت خوبه
آره
مامان ؟
چی می خوای عزیزم
تو رو می خوام .. خیلی
....


***

بابا
بعله ؟
من می خوام به دنیا بیام
به من چه بچه .. به مامانت بگو
بابا
هان؟
من شیر می خوام
لا اله الا الله
بابا
چته ؟
من ازون ماشین كوكی های قرمز می خوام
آروم بگیر بچه
بابا
اههههه
من پول می خوام
چی ؟؟؟؟ !!!
بابا
اوهوم ؟
منو می بری پارك ؟
من ماشینمو نمی برم تو پارك تو رو ببرم ؟
بابا
هان ؟
من زن می خوام
ای بچه پررو .. دهنت بو شیر می ده هنوز
بابا
.....
من جیش دارم
پوففف
بابا
درد
من زن نمی خوام
به درك
بابا
بلا
تقصیر تو بود كه من به دنیا اومدم یا مامان
تقصیر عمه ات
بابا
زهرمار
من یه اتاق شخصی می خوام
بشین بچه
بابا
مرض
منو دوس داری
ها ؟
بابا
....
بابا
خررر پفففف
بابا
خفه
بابا
دیگه چته ؟
من مامانمو می خوام
از اول همینو بگو ...

9:51 | ..نگار.. |




دوشنبه 25 آبان1388

شاکیم!

این چه وضعشه نگاری؟! پس کجان این طرفدارات؟ اه

تا من اومدم همه ی اینا پریدن که!

 

مثلا خیر سرمون اومدیم جایزه گذاشتیم واسه بچه ها.

 

راستی نگاری یه مزاحم تلفنی پیدا کردما. گمونم نسیم باشه.کلک میخواد

 

مخ منو بزنه. فکر کنم بلاخره داری شکست عشقی میخوریا!

 

راستی یه سری مطالب جدید در مورد پارسا گیر آوردم .به زودی به روز

 

 میکنمشون تا بچه ها استفاده کنن


18:9 | مارکو |




دوشنبه 18 آبان1388


سلام.

باز تو بی اجازه ی من عکس نامحرم گذاشتی تو وب؟!

اصلا حالا که اینطوری شد منم عکس بازیگر مورد علاقمو میذارم! شوخی کردم غیرتم اجازه نمیده عکسشو بزارم فقط اسمشو بهت میگم که دلت حسابی بسوزه نگاری

اسمش نادره یا همون حمیده خانومه خیر ابادیه. خوشم میاد خوب دلتو سوزوندم

 


18:1 | مارکو |




دوشنبه 18 آبان1388

سرنوشت یک مادر

زن عشق می کارد و کینه درو می کند... دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنیش با تو برابر... می تواند

 تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی .... بری ازدواجش ــ در هر سنی

 ـ اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج کنی ... او کتک

 می خورد و تو محکمه نمی شوی ... او می زید و تو بری فرزندش نام انتخاب می کنی... او درد

می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ... او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را

می بینی ... او مادر می شود و همه جا می پرسن نام پدرت چیست؟

 

میدونم نگاری الان داری کلی به حال خودت اشک می ریزی .دیگه همینیه که هست باید بسازی دیگه.

الان فقط میخوام بگم: قربونت برم خدا که من هیچوقت مادر نمیشم


17:51 | مارکو |




شنبه 16 آبان1388

پارسا پیروزفر

این پارسا پیروزفرم خیلی خوشکله ها .مگه نه مارکو؟

آیا میدانید؟

آیا میدانید پارسا پیروزفر بازیگر مورد علاقه ی من می باشد؟

حالا بدانید.

که چی مثلا؟

چه نفعی به شما می رسد؟

پس بی خیال.

مهم نیست چه کسی بازیگر مورد علاقه ی من باشد.
مهم این است که مارکو طرفدار من باشد.


13:47 | ..نگار.. |




پنجشنبه 14 آبان1388

تپق

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته.(صلوات)

یا علی گفتیم و وب اغاز شد.

 

بلاخره منم اومدم و شدم همکار نگاریییییییییییییییی.

 

چیه حتما انتظار دارین چون دفعه ی اولمه تپق بزنم؟! اگه زدم به روم نیارینا

 

 اخه خجالتیم(مگه نه نگار؟)

 

از این به بعد منم صاحبه این وب هستم پس بعد این هرکی میخواد طرفدار

 

نگاری بشه باید طرفدار منم باشه(دیدی بی طرفدار شدی نگار!)

 

راستی ما تصمیم گرفتیم برای ارتقای سطح بازدید کنندگان این وب برای

 

 اونایی که در هفته ۵ بار نظر بذارن یه سری جوایز نفیس بذاریم.اخر هر ماه

 

قرعه کشی برگذار میشه.

 

من زحمت این ایده رو کشیدم نگام قول داده زحمت جوایزو بکشه. جایزه ی

 

 بزرگمونم مکالمه ی ایرانسل به مبلغ ۲۰۰۰۰۰۰۰ ریال در عرض ۲۴

 

 ساعته.در ضمن در صدد هستیم یه تور مسافرتییه ۸۰ روزه به جزایر زیبای

 

قناری بذاریم.

 

بله الان دقیقا ۱۰ دقیقه از کلاسم گذشته و من دارم برنامه های جدید وب

 

 اعلام میکنم!

 

(می دونم نگار الان کلی بهم افتخار میکنی)


16:11 | مارکو |




سه شنبه 12 آبان1388

همه چیز سنگ است!

همیشه از همه نزدیک تر به ما سنگ است!
نگاه کن
نگاه ها همه سنگ است و قلب ها همه سنگ
چه سنگبارانی!
گیرم گریختی همه عمر
کجا پناه بری؟
خانه‌ی خدا هم سنگ است!
فريدون مشيري



21:20 | ..نگار.. |




سه شنبه 12 آبان1388

یاور همیشه مومن



بای بداد من رسيده … تو روزای خود شکستن …..
ای چراغ مهربونی ….. تو شبای وحشت من ….


ای تبلور حقيقت توی لحظه های ترديد …. تو من و از من گرفتی …. تو من و دادی به خورشيد
اگه مديون تو باشم ….. اگه از تو باشه جونم ….. قدر اون لحظه نداره که من و دادی نشونم ….
وقتی شب شب سفر بود ….. توی لحظه های غربت
وقتی همسایه کسی بود … واسه بردنم به ظلمت

وقتی هر ثانیه شب ….. طپش هراس من بود
وقتی زخم خنجر دوست بهترین لباس من بود

تو بادست مهربونی ….. به سرم مرحم کشیدی ….
برام از روشنی گفتی ….. پرده شب و دریدی

……………………………………..
ياور هميشه مومن … تو برو سفر سلامت …..
غم من نخور که دوريت … واسه من شده عادت

ای طلوع اولين دوست … ای غروب آخر من ….
به سلامت سفرت خوش …. ای يگانه ياور من ….

مقصدت هرجاکه باشه …. هرجای دنيا که باشی
اون ور مرز شقايق …… پشت لحظه ها که باشی ….

خاطرت باشه که قلبت …. سپر بلای من بود ….
تنها دست تو رفيق ….. دست بی ريای من بود

ياور هميشه مومن



21:4 | ..نگار.. |




شنبه 9 آبان1388

بهترین بابای دنیا

من و بابام

بابای من بهترین بابای دنیاست

هرچی از خوبیاش بگم کم گفتم

چشم نزنی

بزن به تخته

از هر انگشتش یه هنر می ریزه

من نمیگم همه میگن

از مارکو بپرسین چند وقت پیش با هم رفته بودن آفریقا.

مگه نه مارکو؟

بابایی دوست دارم.

 


9:17 | ..نگار.. |






First Night